تبليغاتX
جلب جلوب جیلیب جالب
   
جلب جلوب جیلیب جالب
سرگرمی
 
 
موضوعات

عکس

عرفانی

جالب

____________________
آرشيو مطالب

بهمن 1387

آذر 1387

آبان 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

تیر 1387

بهمن 1386

مهر 1386

شهریور 1386

تیر 1386

خرداد 1386

اردیبهشت 1386

____________________
مطالب اخير

ماجراي شگفت آور پسري كه در 13 سالگي پدر شد

عکس های سریال جومونگ

عکس های جالب

شما كداميك را سوار مي‌كنيد ؟!

"عكس هاى ديدنى از پولاد كيميايى"

توماس بتی اولین مرد حامله دنیا دوباره باردار شد.

تست عاشقی

دو مرد عاشق يه زن

همه چهار زن دارند

____________________
نويسندگان

سارا..مريم.

سارا

____________________
پیوندهای روزانه

عکس های توپ تاپ تیپ....

____________________
پیوند ها

harry-potter

!!! بـــدون ســـــــــــانســـــــور !!!

اس ام اس/جک/کلیپ

شعر هاي خفن باشاعري خفن!!!(رسول خفن)

محيا

این هفت نفر

پاتوقی شاد برای شادترین ها

پسر نفله کن

سلطان قلب خودت باش

نيلوفر آبي

۩۩ مدل مو ۩۩

تك عكس هاي خنده دار

محمد

رهپویان

""فروش بیش از 9000 عنوان فیلم dvd""

قالب وبلاگ

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 
 

ماجراي شگفت آور پسري كه در 13 سالگي پدر شد

ماجراي شگفت آور پسري كه در 13 سالگي پدر شد

به گزارش روزنامه سان ، الفى پسر 13 سالۀ انگليسي كه چهره‌اش او را بيش از 8 سال نشان نمى‌دهد از دوست دختر 15 سالۀ خود (چنتل) صاحب فرزند دخترى شد. آن دو وقتى ‌از موضوع مطلع شدند تصميم به سقط جنين گرفتند اما بعد پسرك فكر كرد بد نيست كه پدر شدن را نيز تجربه كند. الفى كه هيچ درآمدى ندارد و تنها گاهى اوقات حدود 10 پوند از پدرش پول تو جيبى دريافت مى‌كزده است به گفتۀ خود هيچگاه عواقب اين تصميم خود را نسنجيده بوده است. پسرك شرح مى‌دهد كه در سال گذشته زمانى‌كه تنها 12 سال داشته است براى ‌اولين بار ارتباط را با دوست دخترش تجربه كرده كه نتيجه‌اش چنين شده است. پدر الفى كه با اين چالش روبرو شده است اظهار مى‌دارد كه ديگر براى هر تصميمى دير شده است و تنها بايد مطمئن شد كه پسرش در اين سن به فكر بدنيا آوردن بچۀ ديگرى ‌نباشد.

برای دیدن بقیه عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب...

 
 

عکس های سریال جومونگ

عکس های سوسانو

عکس های شاهزاده یونگ پو

 

عكسهاي بسيار زيبا از سريال افسانه جومونگ

 

سونگ ایل گوگ

 

 
 

سلام

امروز می خوام یه سایت باهال بهتون معرفی كنم

از طریق این سایت می تونید ایدی Yahoo ، MSN و یا AIM مسنجر خودتونو بیارید بالا بدون داشتن هیچ نرم افزاری

این سایت بیشتر به درد كامپیوترهایی می خوره كه یاهو مسنجر توشون نصب نیست.

 آدرس سایت:http://www.ebuddy.com

این هم یه نما از صفحه اول این سایت:

و این هم یه سایت دیگه که مشابه سایت بالاس که البته زبان فارسی رو هم ساپورت می کنه:

http://www.meebo.com

 

 
 

عکس های جالب

 عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است. میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است.

در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و  منتظر شوهرش می باشد

در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد

در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا  شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد

لحظه ای که  متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند

در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد

در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد

 
 

شما كداميك را سوار مي‌كنيد ؟!

شما كداميك را سوار مي‌كنيد ؟!

يك شركت بزرگ قصد استخدام تنها يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه تنها يك پرسش داشت. پرسش اين بود :
شما در يك شب طوفاني سرد در حال رانندگي از خياباني هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستيد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را براي سوار نمودن بر گزينيد. كداميك را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را بطور كامل شرح دهيد :

پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد ...

..........

.........

........

.......

......

.....

....

...

..
 

قاعدتاً اين آزمون نمي‌تواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خاص خودش را دارد.
پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.
شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً او جان شما را نجات داده و اين فرصتي است كه مي‌توانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.
شما بايد شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.

از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، تنها شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود :
سوئيچ ماشين را به پزشك مي‌دهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس مي‌مانيم.

پاسخي زيبا و سرشار از متانتي كه ارائه شد گوياي بهترين پاسخ است و مسلما همه مي‌پذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نمي‌كند. چرا؟
زيرا ما هرگز نمي‌خواهيم داشته‌ها و مزيت‌هاي خودمان را (ماشين) (قدرت) (موقعيت) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهي‌ها، محدوديت ها و مزيت‌هاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم.
تحليل فوق را مي‌توانيم در يك چارچوب علمي‌تر نيز شرح دهيم: در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار مي‌گيرد. در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديت‌هاي محيطي خود، استفاده مي‌كند و قادر نمي‌گردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند. تفكر جانبي سعي مي‌كند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند.
در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيت‌هاي خود را ببخشيم مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم. شايد خيلي از پاسخ‌دهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همسر روياهاي خود را به دست آورند. بنابراين چه چيزي باعث مي‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نمي‌كنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نمي‌گذارند. اكثريت شركت‌كنندگان خود را در اين چارچوب مي‌بينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه مي‌توانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكرده‌اند.

 
 

"عكس هاى ديدنى از پولاد كيميايى"

 

 
 

توماس بتی اولین مرد حامله دنیا دوباره باردار شد.

توماس بيتي که در جهان به عنوان « مرد باردار» معروف است و اخيرا يک دختر بدنيا آورده، در گفت و گو با شبکه ABC اعلام کرد ، بچه دوم او در خردادماه سال آينده متولد مي شود.
هرچند توماس بيتي، 34 ساله، قانونا مرد به حساب مي آيد اما او اندام تناسلي زنانه اش را عليرغم برداشتن سينه ها حفظ کرده است.
به گزارش البرز به نقل از ايرانتو ، وي پس از زايمان اول خود، دريافت هورمون هاي مردانه را که هر دو هفته يکبار انجام مي داد قطع کرد.
آقاي بيتي در تيرماه امسال يک دختر به نام سوزان را در بيمارستاني در شهر بند ايالت اورگان بدنيا آورد.
تصميم او براي باردار شدن به دنبال عدم امکان بارداري همسر 46 ساله او به دليل خارج کردن رحم اتخاذ شد.
وي اين بار نيز با استفاده از اسپرم يک اهداکننده ناشناس و بوسيله تلقيح مصنوعي باردار شده است.
اين گزارش حاکيست، بيتي خاطرات خود را در قالب کتابي با عنوان « Labour of Love» يا «درد عشق» (درد زايمان) به نگارش درآورده که همين هفته منتشر مي شود.
اين زوج همچنين مجموعه عکس هاي خود را به مؤسسه Getty image فروخته و يک شبکه انگليسي نيز از جريان زندگي آنها سريال مستند ساخته است.
با اينکه اين زوج توانستند از فعاليت هاي تبليغاتي خود، 2 ميليون دلار جمع آوري کنند، اما توماس دليل اين کارها را علاقه به مشهور شدن عنوان کرده است.
او پنج سال با زنش نانسي زندگي کرده است و در کنار هم به کار چاپ تصوير روي تي شرت اشتغال دارند.

عکس های دختر توماس بتی اولین مرد حامله دنیا

 

 
 

تست عاشقی

تست:چقدرعاشق همسر(دوستتون)هستيد؟

با اين تست ميتونيد به عمق عشقي كه نسبت به همسر يا دوستتون داريد پي ببريد پس سوالات رو به دقت بخونيد و جواب بديد………

براي پاسخ دادن يكي از جوابهاي زير رو انتخاب كنيد:

به هيچ وجه= ۱ امتياز       تقريبا=۲ امتياز       خيلي زياد=۳ امتياز


۱ـ من حامي رفاه و سلامتي او هستم.
۲ـ من با او رابطه ي پرشور و حرارتي دارم.
۳ـ ميتونم در مواقع نياز روي كمكش حساب كنم.
۴ـ همسرم (دوستم) ميتونه در مواقع نياز روي كمكم حساب كنه.
۵ـ مايلم اموال و دارايي هايم رو با او شريك بشم.
۶ـ از لحاظ عاطفي حمايتم ميكنه.
۷ـ من هم از لحاظ عاطفي حمايتش ميكنم.
۸ـ ارتباط خوبي با هم داريم.
۹ـ من براش ارزش زيادي قائلم.
۱۰ـ من به او احساس نزديكي و صميميت ميكنم.
۱۱ـ رابطمون خوب و راحته.
۱۲ـ احساس ميكنم واقعا اونو درك ميكنم.
۱۳ـ او هم واقعا منو درك ميكنه.
۱۴ـ واقعا بهش اعتماد دارم.
۱۵ـ مسائل شخصي خودمو با او در ميون ميذارم.
۱۶ـ فقط با ديدن او هيجان زده ميشم.
۱۷ـ طي روز مدام به او فكر ميكنم.
۱۸ـ رابطمون خيلي رمانتيكه.
۱۹ـ اونو خيلي جذاب ميبينم.
۲۰ـ اونو بسيار آرماني ميبينم.
۲۱ـ نميتونم تصور كنم كه شخص ديگه اي بجز او منو اينقدر خوشحال كنه.
۲۲ـ ترجيح ميدم تمام زندگيم رو در كنار او باشم.
۲۳ـ هيچ چيز ديگه مهمتر از رابطه ي من با او نيست.
۲۴ـ گفتگوي خودموني با او رو به طور خاصي دوست دارم.
۲۵ـ در رابطه ي ما يك چيز جادويي وجود داره.
۲۶ـ من عاشق او هستم.
۲۷ـ نميتونم زندگي رو بدون او تصور كنم.
۲۸ـ رابطمون خيلي احساسيه.
۲۹ـ وقتي فيلم رمانتيك ميبينم به همسرم فكر ميكنم.
۳۰ـ درباره او روياپردازي ميكنم.


خوب حالا سوالات ۱۵ـ۱ رو جداگانه جمع بزنيد و سوالات ۳۰ـ۱۶ رو هم جداگانه.
۱۵ سوال اول مربوط به صميميته هرچه امتياز شما به عدد ۴۵ نزديكتر باشه صميميت شما با همسر يا دوستتون هم بيشتره و بالعكس.


۱۵ سوال دوم مربوط به شور و حرارت شماست هرچه امتيازتون به ۴۵ نزديكتر باشه يعني شور و حرارت زيادي بين شما وجود داره و بالعكس.

 
 

دو مرد عاشق يه زن

اگر دو مرد عاشق يه زن بشوند ...

             توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟
 

توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي
مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي
جز خودکشي نيست .
 



توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن .
 



توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن
اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق
مال اون ميشه .
 


 

توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي
و مدتي مال دومي باشه .
 


توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت
اونکه زنده مونده با خيال راحت به
مقصودش مي رسه .
 


توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به
فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و
اين ماجرا دائما تکرار ميشه .
 



توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه
پايين و غائله ختم ميشه .




توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن .



توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از
دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک
بي شوهر مي مونه .



توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه .
 



توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن عاشق شکست
خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد
خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به
در کنه يا افسردگي مي گيره .

 

 
 

همه چهار زن دارند

همه چهار زن دارند

روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت  .زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می کرد. بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد.

زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد . پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد  

واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشکلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.

اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود . با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.

روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت :

" من اکنون 4 زن دارم ، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت ، چه تنها و بیچاره  خواهم شد !"

بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند . اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت :

" من تورا از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟"

زن به سرعت گفت :" هرگز" همین یک کلمه و مرد را رها کرد.

ناچاربا قلبی که به شدت شکسته بود  نزد زن سوم رفت و گفت :

" من در زندگی ترا بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟"

زن گفت :" البته که نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است . تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم " قلب مرد یخ کرد.

مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت :

" تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر ، می توانی در مرگ همراه من باشی؟"

زن گفت :" این بار با دفعات دیگر فرق دارد . من نهایتا می توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ ،...متاسفم!" گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.

در همین حین صدایی او را به خود آورد :

" من با تو می مانم ، هرجا که بروی" تاجر نگاهش کرد ، زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ، انگار سوء تغذیه بیمارش کرده باشد .غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش  کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت :" باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت بودم ..."

 

در حقیقت همه ما چهار زن داریم !

الف : زن چهارم که بدن ماست . مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ ، اول از همه او ترا ترک می کند.

ب: زن سوم که دارایی های ماست . هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.

ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.

د: زن اول که روح ماست. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می کنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است.

 

 
 

پیشرفت ماریو رو ببینید. از سال 1981 تا امسال یعنی سال 2008

 
 

وای... ترافیکو ببین!!!

 
 

نقشه فرار موش رو ببین.

 
 

عروس دامادهاي خوشگل و كوچولو

 
 

داستان آیا شیطان وجود دارد؟

آیا شیطان وجود دارد؟

و آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.
 

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !

 

 
 

تاریخچه کعبه

تاریخچه کعبه از حضرت آدم تا سال 2012!

مکه در زمان حضرت آدم. سرزمینی خشک و بی آب و علف.

حضرت ابراهیم و فرزندش اسماعیل اولین بار خانه کعبه را بنا نهادند. با جاری شدن چشمه زمزم کم کم قبایلی جذب این ناحیه شده و در اطراف خانه کعبه ساکن شدند.


نقاشی از شهر مکه در سال ١٧٢١.


مکه در ١٨۵٠.


مکه در سال ١٨٨٠.


جاری شدن سیل در مکه در سال ١٩۴١.

مکه سال ١٩۵١.


مکه سال 1960.

تصویر مسجدالحرام در حال حاضر.

و این هم طرح توسعه مکه که قرار است تا سال ٢٠١٢ آماده شود و پذیرای 2 میلیون زائر باشد

 

 
 

SMS & Joke

غضنفر ميره دزدي چيزي پيدا نمي كنه مشق بچه را خط ميزنه !

غضنفر زنگ ميزنه به دوستش ، آهسته ميگه : من الان توي جلسه ام . بعدا باهات تماس ميگيرم !


يه دوست خوب ميگفت: آدما مثل كتابن تا وقتي تموم نشدن جذابن.پس سعي كن خودتو جلوي ديگران ورق نزني تا زود تموم نشي.چون وقتي تموم بشي ميرن سراغ يكي ديگه

به ترکه میگن پسرت رکورد شکونده میگه گه خورده من که پولش رو نمیدم


قزوینیه بعد از نمازجماعت به بقیه میگه: بغل دستی: قبول باشه، جلویی: حال دادی، پشت سری: حالتو میگیرم


ترکه میره جبهه و از کمر به پایینش قطع میشه، بهش میگن: چه احساسی داری؟ میگه: احساس می‌کنم تا کمر رفتم تو بهشت


یه رشتیه تو تخت پیش عیالش دراز کشیده بود که یهو احساس کرد 6 تا پا زیر لحافه در جا پرید از تخت پائین و شمرد 1 . 2. 3 . 4 بعد گفت بازم خیالاتی شد


به رشتی میگن روی هم رفته شما چند تا بچه دارید میگه: ما رو هم نرفته 4 تا بچه داریم

چهارتا مورچه می رن حموم بعد 2تا میان بیرون اگه گفتین اون 2تا چی میشن؟ می چسبن به صابون


رشتیه شب عروسیش بوده، رفیقش میبینه داره دم حجله قدم میزه. بهش میگه: بابا برو تو عروس خانم منتظره، چرا اینجا واستادی؟!رشتیه میگه: والله ما یه بفرما به باجناق زدیم، رفته تو هنوز درنیومده


لره مادرشو میبره پیش دکتر ؛ دکتر معاینه میکنه میگه باید پرهیز بکنه....لره میگه:آقای دکتر قربانت برم الهی... نمیشه خودت بکنی آخه پرویز دهن لقه میره به همه میگه


ترکه میره مکه برعکس همه طواف میکنه... بهش میگن چرا برعکس طواف میکنی؟ میگه شما از اون ور دنبالش کنین من از این ور میگیرمش

داداش یارو عروسی می‌کنه. شب عروسی می‌شینه پشت در اتاق عروس. میگن: چرا اینجا نشستی؟ میگه: بابام گفته بعد از داداشت نوبت توئه


ترکه در يخچال را باز ميکنه، ژله ميلرزه، ميگه: نترس اومدم پنير بخورم

یه یارو میره اصفهان کارخانه لیوان و بشقاب یکبار مصرف میزنه، بعد از شش ماه ورشکست میشه!!!


لره و رشتيه ميرن جهنم . رشيته مي پرسه چه جوري مردي؟ تركه ميگه از سرما تو چي ؟ ميگه من از تعجب ! رفتم خونه ديدم زنم خوابيده همه جا رو گشتم ، توي اتاق ، زير تخت ، توي انباري ، توي كمد ، خلاصه ديدم هيچ كس نيست از تعجب سكته كردم تركه گفت : خاك بر سرت اگه توي فريزر رو مي گشتي نه من مي مردم نه تو

يه دکتر اصفهاني زنش ميميره روي سنگ قبرش مي نويسه: آرمگاه زري همسر دکتر رحيمي مختصص زنان و زايمان، مطب: خيابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 ساعات پذيرايي: 16 الي 22

يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند
يكي مي پرسه چي شده؟ بهش ميگن: پرونده ها گم شده ، پرونده ها گم شده!


تا حالا قورباغه پرس شده تو پلاستیک دیدی.....! اگه ندیدی برو کارت ملی تو نگاه کن.


در پاسخ نامه ام گل یخ دادی هربار مرا وعده دوزخ دادی یک بار برو کلاس خیاطی عشق شاید که خدا کرد و به ما نخ دادی

من بی پناهم تو بی گناهی - دل به تو دادم ، چه اشتباهی از تو کشیدم شکل کبوتر - نقاشی ام رو بگذار و بگذر تو این نبودی ، من بد کشیدم - آخه دلت رو هرگز ندیدم تو بی گناهی ، من بی پناهم - ایمن بمانی از اشک و آهم

ميدوني فرق تو با پنالتي چيه؟
پنالتي 50 ،50 گله، ولي تو100در100گلي!


زباغ خاطراتم هرگز نخواهی رفت ومن هرگز نخواهم برد از یاد نگاه مهربانت را

یک گونی عشق تقدیم تو باد... عشقش مال خودت، ولی یادت نره گونی شو پس بدی!


عشق مثل بادی است که در دل می پیچد.اگر نگهش داری خود آزرده می شویو اگر رهایش کنی دیگران!

دوست داشتن مثل بازی الاکلنگ می مونه. اونی که عاشقتره همیشه خودش رو پایین نگه می داره تا عشقش از بالا بودن لذت ببره!


يه يارويي ميره پيك نيك زنش ميگه بشينم زير اون درخت خوبه. ميگه نه همين وسط جاده پتو بنداز امن تره.!! زنش ميگه اينجا ماشين ميزنه خلاصه بعد از كلي جر و بحث ميندازن وسط جاده.بعد ميبينن يه كاميون داره مياد طرفشون هر چي بوق ميزنه اونا از جاشون تكان نميخورن كاميونه هم فرمونو ميپيچونه ميره تو درخت.اونم پا نيشه تا كاميون رو ميبينه به زنش ميگه اگه زير درخت بوديم الان مرده بوديم

آسمان وقف نگاهت گل من / مانده ام چشم براهت گل من / هر کجا هستي و باشي گويم / که خدا پشت و پناهت گل من

کاش مي شد با تو بودن را نوشت .... تا که زيبا را کشم بر هر چه زشت ... کاش مي شد روي اين رنگين کمان ... مي نوشتم تا ابد با من بمان


نامم را پدرم انتخاب کرد، نام خانوادگي ام را يکي از اجدادم! ديگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد. ... استادشهید ، دکتر علی شريعتي

به علت افزايش بي سابقه قيمت پودر لباسشويي و صرفه جويي در مصرف آب، حوزه علميه اعلام کرد از اين پس پاکيزگي فقط يک پنجم از ايمان است


لبخند ارزانترين راهي است كه مي توان توسط آن نگاه را وسعت داد

دوستي من و تو مانند ميخ طويله ست كه هيچ كره خري قادر به كندن آن نيست


خدايا عاشقان را غم مده گر دهي 20 درصد هم تخفيف بده


اي كاش آشنائيها نبود يا به دنبالش جدائي ها نبود
يا مرا با او نمي كردي آشنا يا مرا از او نمي كردي جدا

 
 

تست استرس

سلام. امروز براتون تصاویری رو گذاشتم که باهاش می تونید استرستون رو تست کنید. یعنی میزان استرس رو در خودتون بسنجید.

برای دیدن تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب...

 
 

آخرین آمار جغرافیایی جهان

آخرین آمار جغرافیایی جهان

از جمله طولانی ترین رودها و پرجمعیت ترین کشورها و بهترین ماشین ها و زیباترین کشور ها و ...

برای مشاهده این آمارها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب...

 
 

باشگاه بدن سازی ابرام سر شانه (مطلب طنز)

باشگاه بدن سازی ابرام سر شانه (مطلب طنز)

 اگر اندازه دور بازوی شما ، برابر با اندازه دور ران پای مورچه است ...
اگر آنقدر لاغر و سبکید که بادهای پاییزی به راحتی ، قادر به معلق کردن شما در هوا می باشند ...
اگر هرکس که شما را از بغل نگاه می کند ، با مانیتور LCD اشتباهتان می گیرد ...
اگر برای پیدا کردن پیراهن سایز زیر SMALL که برایتان گشاد نباشد با مشکل مواجه می شوید ...
اگر مردم در ایستگاه اتوبوس شما را با میله تابلوی ایستگاه و در خود اتوبوس با میله های تعبیه شده برای گرفتن دست ، اشتباه می گیرند ...


ادامه مطلب...

 
 

بیچاره دخترها

 بیچاره دخترها

بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه! اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه مي گن يکي رو زير سر داره! اگه حرف شوهرو پيش بکشه مي گن سر و گوشش مي جنبه ! اگه به خودش برسه مي گن دلش شوهر مي خواد مي خواد جلب توجه کنه ! اگه............چکار کنه بميره خوبه؟

 
 

مردم ملل مختلف اوقات خود را چگونه میگذرانند؟

 مردم ملل مختلف اوقات خود را چگونه میگذرانند؟

  برنامه روزانه ملتهای مختلف به شرح زير اعلام می شود :

 امريکا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت ماندن در ترافيک ، 2 ساعت تفريح  ناسالم  ، 2 ساعت تماشای تلويزيون ، 2 ساعت کار با اينترنت

 فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خيابان ، 4 ساعت کتاب  خواندن ، 2 ساعت حرف زدن عليه تلويزيون ، 2 ساعت خنديدن

 ايتاليا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2 ساعت خيابان گردی 

 آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات تلويزِيونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به .....

برای خواندن ادامه مطلب بر روی ادامه مطلب  کلیک کنید.


ادامه مطلب...

 
 

بدون شرح

 

 
 

جوانترین و پیرترین مادر های دنیا

جوانترین و پیرترین مادر های دنیا

جوانترین مادر دنیا ..مادری از روسیه هست که در سن 11 سالگی صاحب فرزند شده است

This is the youngest Russian mother. She got pregnant at the age of 11 and soon the child was born. Her boyfriend's name is Habib he is from Tajikistan , he was also very young when this happened, now he works as a construction worker. They are not married because in Russia you can't marry at eleven.

 Habib visits his girlfriend and a kid on the regular basis and they think that they would marry as soon as it would be legally possible.

On these photos she is already 14 and the child, the girl, is already 3 years old

پیرترین مادر دنیا
این خانوم  نمیخواسته ارزوی مادر شدن رو به گور ببره .

 
 

کاریکاتور

 
 

عکس های خیلی بامزه

عکس هایی که براتون گذاشتم خیلی بامزه هست.

ولی برای دیدنشون باید به ادامه مطلب برید.

اینم یکیش:


ادامه مطلب...

 
 

داستان ازدواج يك دانشجوي رشته مهندسي صنايع با دختر «بيل گيتس»

داستان ازدواج يك دانشجوي رشته مهندسي صنايع

 

پدر : دوست دارم با دختري به انتخاب من ازدواج کني
پسر(دانشجوي رشته مهندسي صنايع): نه! من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم

پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر «بيل گيتس» است
پسر: آهان اگر اينطوریه، قبول است

پدر به نزد بيل گيتس مي رود و مي گويد
پدر: براي دخترت شوهري سراغ دارم
بيل گيتس: اما براي دختر من هنوز خيلي زود است که ازدواج کند

پدر: اما اين مرد جوان، قائم مقام «مديرعامل بانک جهاني» است
بيل گيتس: اوه، که اينطور! در اين صورت قبول است

 

بالاخره پدر به ديدار مديرعامل بانک جهاني مي رود


پدر: مرد جواني براي سمت قائم مقام مديرعامل سراغ دارم
مديرعامل: اما من به اندازه کافي معاون دارم

پدر: اما اين مرد جوان داماد «بيل گيتس» است
مديرعامل: اوه، اگر اينطور است، باشد

و معامله به اين ترتيب انجام مي شود

نتيجه اخلاقي: حتي اگر چيزي نداشته باشيد باز هم مي توانيد چيزهايي بدست آوريد. اما بايد روش مثبتي را برگزينيد

 

 

 
 

خطای چشم

 

Ctrl + A   

 رو بزن و به عکس نگاه کن

 

 
 

بدون شرح

 
 

_______روسری فروشی ...تهران_____

 
 

Weblog Themes By Pars Theme